شيخ ذبيح الله محلاتى
13
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
در بين راه گويا مسجد بزرگى را ديده كه پر از جمعيت است پس داخل آن مسجد شدند به جهت تماشا كردن او و آن اشخاص پس گويا يك نفر از آن جمعيت صدا زد ملكه نترس انشاءالله هر دو چشم تو شفا مىيابد پس مليكه گفت به او گفتم تو كيستى بارك اللّه فرمود منم مهدى اين وقت آن زن از خواب بيدار شد درحالىكه خوشحال و فرحناك بود چون صبح بيدار شد كه روز چهارشنبه سوم ماه مزبور بود آن زن از نجف اشرف با زنان بسيارى بيرون رفته و داخل شدند در مقام مهدى كه خارج از محوطهء نجف اشرف است و داخل در وادى السلام است پس ملكه به تنهائى وارد در محراب آن مقام شريف گرديد و شروع نمود بگريه و تضرع و زارى نمودن پس حالت غشوه به او روى داده و در آن حالت غشوه ديد دو مرد جليل را كه يكى از آنها بزرگتر از ديگرى بود و در جلو بود و آن ديگرى در عقب آن پس آن مرد بزرگتر بملكه گفت مترس و خوف به خود راه مده پس ملكه گفت تو كيستى فرمود منم على بن ابى طالب و اين مرد كه در عقب من است ولد من مهدى است پس آن مرد بزرگتر امر فرمود زنى را كه آنجا ايستاده فرمود اى خديجه برخيز دست خود را بر چشمهاى اين مسكينه بكش و مسح نما و چون چنين كرد به يكمرتبه آن زن از حالت غشوه به خود آمد ديد كه چشمهاى او نورانىتر و زيباتر از اول است پس زنهائى كه با او بودند بالاى سر او جمع شدند و صداهاى خود را بصلوات و تحيات بلند نمودند بهنحوىكه عامه نجف اشرف صداهاى آنها را از وادى السّلام مىشنيدند و از جمله مؤلف اين رساله بود ( يعنى سيد محمد سعيد افندى ) و گويا الآن كه قريب چهارده سال است كه از اين قضيه مىگذرد صداى آنها پر كرده است دو گوش مرا پس با همين هيئت او را وارد نجف اشرف نمودند و داخل در حرم محترم حضرت امير عليه السّلام نمودند و آنچه ما ذكر كرديم از براى اين دو بزرگوارى كه اشاره كرديم بسوى آنها كم است زيراكه واقع مىشود از اين قسم از كرامات بلكه بزرگتر از اين از براى خدام آن دو بزرگوار كه از صلحااند باذن و اجازهء مولاى جليلشان پس چگونه ظاهر نشود از براى اعيان آل سيد المرسلين اين آن چيزى است كه مطلع شده حقير مدرس و خطيب در نجف اشرف سيد محمد سعيد اماتنا اللّه على حبهم